☆: ببخشید اینجوری شد(ناراحت)

☆: ببخشید اینجوری شد(ناراحت)
+: اشکالی نداره عزیزم
جین اومد
&: عروسی کی برگذار میشه دوستان
+: هفته دیگه
•: هوی جانگ هوسوک مواظب دختر من نباشی خودت میدونی چی میشه
☆: به نظر من اون بیشتر مواظب منه انرژی زنانه زنم ۱٠٠ اره اوهوم😂
+: زهر مار نمیرم خونه ریگه که ور دل خودتونم
&: اینو راست گفت
•: ای بابا
+: شما کی عروسی میکنید
&: یه ماه موندههههه
•: زهر ماررر
نامجون با لیسا اوکی شده بود
لیسا در خونه رو زد
من رفتم درو بازکردم که با جنی و رزی و جیسو اومده بودن
+: سلام خوشگلا چطورید
لیسا: قربونت نامی کجاست تو اتاقشه؟
+: اره برو بالا
لیسا: اوکیی
جنی: یونا خبرای تازه و ناب دارم برات حتا به رزی هم نگفتم بیاید بریم بهتون بگم
•:اوکیه بریمم
جیسو: چه طوری یونی نبودی
+: قربونت برای هفته دیگه اماده ای
جیسو: چرا نباشم بهترین دوستم داره شوهر میکنهه
+:زهر ماررر
جیسو: فقط بخواطر شما اومدیم ایرانا تازه دوتا کنسرت هم کنسل کردیم
+: باشه حالا
علامت جیسو =~
~: کی میری لباس بگیری اصلا پاشین حاظر شین الان بریم
+: برو گمشووو
~: پاشو بینممم
☆: نهه الان نهه
~: گی نخورر پاشوو
☆: یونجو هیچی بهش نمیگی
+: بزرگ ترمه صلاحمو میخواد
~: اونقدر پیر نیستم
خندیدیم پاشدیم رفتیم بالا لباسامونو پوشیدیم اومدیم
~: جونن چه دختری جانگ هوسوک قدر ابجی مارو بدون
☆: چشمم
+: میخوام با ماشینی که جیسو انتخاب میکنه بریم
~: اخجون
رفتیم پایین جیسو ماشینو انتخاب کرد (اسلاید بعد)
راه افتادیم سمت پاساژ عروس
یه لباس خوشگل خریدم (پارت بعدی)
لباس جیهوپ خیلی بهش میومد
دیدگاه ها (۴)

هعی...

حسم وقتی فهمیدم رزرو نیما پر شده و نمیتونیم بریم🥲

پارت 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط