صحبت‌ـای بازیگرا توی اولین نمایش پایرتز٢ ؛ 🏹🏴‍☠

صحبت‌ـای بازیگرا توی اولین نمایش پایرتز٢ ؛ 🏹🏴‍☠

هون: ” این اولین فیلم من بود، برای همین خیلی مضطرب و هیجان‌زده بودم. امروز برای بار اول فیلمو دیدم. یکمی خجالتزده‌م [تصور چشای هلالی و خنده خجالتیش اخ ننه قربونش]. در آینده از طریق این فیلم جنبه‌های متنوع‌تری رو بهتون نشون میدم “

هون: ” بخاطر کماندار بودنم خیلی تمرین تیراندازی کردم. از تیم لباس خواستم از وسایل محافظ استفاده کنن چون زمان تیراندازی رگام خونریزی میکردن “🥲😭

درمورد زیر آب فیلمبرداری کردن گفته:” سخت بود ولی سونبه‌ها باهام راحت بودن و همیشه پر از خنده بود. حتی اگه احساس خستگی و کوفتگی داشتم بازم تونستم توی یه فضای دوستانه فیلمبرداری کنم“

هون: ” من و چه سوبین جفتمون خجالتی‌ایم برای همین نزدیک شدن به همدیگه برامون راحت نبود. فکر کردیم باید زود به هم نزدیک‌تر بشیم چون هم‌سنیم. سریع‌تر از اون چیزی که فکر میکردیم پیش رفت و تونستیم به راحتی فیلم‌برداری رو انجام بدیم. اون بهترین پارتنر بود.“
سوبین:” اولش بیشتر برامون ناخوشایند بود چون هم‌سنیم. ازونجایی که هردومون خجالتی‌ایم خیلی باهم صحبت نکردیم اما ار اواسط فیلمبرداری به بعد بطور طبیعی شروع به نزدیک شدن کردیم و من شروع به‌ تکیه کردن بهش کردم. “
هون و سوبین:” فیلم برداریمون خیلی فان و راحت بود. “
دیدگاه ها (۰)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆     ۳ پارتچند لحظه‌ای بود که ...

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۰"دقایقی بعد...آروم کنار مسیر سنگی باغ قدم ...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

💬 کامنت آرمی: تولد گرفتن وسط تور چه حسی داره؟🐥 جیمین: فکر می...

پارت بیست‌وهشتم | چند ساعت تا مقصدغذاها کم‌کم تموم شد و هرکس...

پارت پنجاه‌وهشتم | اولین بوسهجئون جونگ‌کوکبعد از اینکه من و ...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

پارت یازدهم| ویلاپارک لاراداشتیم صحبت میکردیم که رُزا صدامون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط