همدم یار شدن دیده تر می خواهد

همدم یار شدن دیده تر می خواهد
پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست
قدم اول این راه جگر می خواهد

بال و پرهای به دور و بر شمع ریخته گفت
بشنود هر که ز معشوق خبر می خواهد

هر که عاشق شده خاکستر او بر باد است
عاشق از خویش کجا رد و اثر می خواهد

هنر آن نیست نسوزی به میان آتش
پر زدن در وسط شعله هنر می خواهد ...
دیدگاه ها (۴)

میبوسمت اگر چه حلال تو نیستممیبوسمت اگر چه که مال تو نیستمجز...

.چشم مستت از غزل دیوانہ می سازد مرامستیت در شاعرے ...

ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﺴﻔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﺳ...

"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت کر...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط