خواستم گریه کنم،

خواستم گریه کنم،
قلب صبورم نگذاشت!

وقت زانو زدنم بود،
غرورم نگذاشت!
دیدگاه ها (۲۶)

یارم به بازار آمده ست چالاک و هشیار آمده ستور نه به بازارم چ...

نمی‌دانم عشقت حادثه‌ای بزرگ بودیا کوچک، به هر حال تو را اشتب...

یا کنج قفس یا مرگاین بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ب...

از دلم می پرسم:"آیا هم چنان از عشق ناچاری؟"من تپش های دلم را...

خواستم بخاطرش گریه کنم.... اما ریملم گرون بود💅🏻

از صمیم قلب نیاز دارم یکیو بغل کنم و انقدر توی بغلش گریه کنم...

سلام سلام 👋 حالتون چطوره 🥰محضه اطلاع من هر وقت که خواستم پار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط