داستان بسیار زیبای ((کادوی تولد هجده سالگی)) - داستان بسی

داستان بسیار زیبای ((کادوی تولد هجده سالگی)) - داستان بسیار زیبای ((کادوی تولد هجده سالگی))
52
پسر ۱۶ ساله از مادرش پرسید : مامان برای تولد۱۸ سالگیم چی کادو می گیری؟
مادر: پسرم هنوز خیلی مونده
پسر ۱۷ساله شد. یک روز حالش بد شد،مادر او رابه بیمارستان انتقال داد،دکتر گفت پسرت بیماری قلبی داره .
پسر از مادرش پرسید : مامان من می میرم …؟ ! مادر فقط گریه کرد .

پسر تحت درمان بود، همه ی فامیل برای تولد ۱۸ سالگی اش تدارک دیدند
وقتی پسر به خانه آمد متوجه نامه ای که روی تختش بود شد …
پسرم ؛ اگر این نامه را میخوانی یعنی همه چیز عالی انجام شده
یادته یک روز پرسیدی برای تولدت چی کادو می خوای؟
و من نمی دونستم چه جوابی بدم !
من قلبم رو به تو دادم،ازش مراقبت کن و تولدت مبارک. هیچ چیز تو دنیا بزرگتر از قلبِ مادرو عشقش نیس
دیدگاه ها (۵)

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ویکم | کلیسای متروکهساعت دوازده شب، لانا و...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌ونهم 𓆪 🖤🥀اسما چشم‌هایش را باز کرد.نفسش س...

Heir of Light and Darknesspart : 2پس از ده دقیقه تهیونگ از ا...

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

معنی ضرب المثل رطب خورده، منع رطب، کی کندمادری از خرما خوردن...

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط