ویو ات

ویو ات
یونجون بود اینجا چیکار میکنه
یونجون: به به خانوم ات پارسال دوس امسال اشنا
فکنم از چییزی خبر نداره
ات: خب دیگه من دیگه برا جونگ کوک کار نمیکنم زنگی جدید شروع کردم
یوتحون : اها از دیدنت خوشحال شدم فعلا
ات: بای
زود رفتم خونه وای خطر از بیخ گوشم رد شد
ویو کوک
اخر سر که پیداش میکنم
وای دارم دیوونه میشممممم
تهیونگ : یونجون برا شب قراره شام دیده
کوک: باشه میرم
ته: واقعا
کوک: ارع
پرش ب شب
یونجون : چطوری جعون
کوک: عالی نمیبینی
یونحون: حالا هر چی
بد نیم ساعت خرف زدن
یونجون: راستی جونگ کوک
کوک: هوم
یونجون: اون دختره ات دیگه برات کلر نمیکنه ن؟
کوک: ن
یونجون: امروز دیدمش
کوک: چی اتو کجا
یونجون یکی از منطقه های بوسان گف که دیگه برات کار نمیکنه
کوک:::....
دیدگاه ها (۱۷)

ویو کوک اولین شبی که بود که یونجون ب دردم خورد کوک: خب فعلا...

ویو ات ته: نگهش دارید تهیونگ ب افرادش گف تا جوییو نگه دارن خ...

خلاصه: دوستان ات و جویی خونشونو عوض کردن تو ی شهر دور کوکم ع...

ویو ات چشامو باز کردم سر درد بدی داشتم ی خاتونی جلوم بود پرس...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

part21 عشق پنهان《ویو ات》یک لحظه احساس کردم یکی دستش رو دور د...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط