عکسنوشته و پوستر arashmm

دیدگاه ها (۱)

‏‎یک عمر به سودای لبش سوختم و آه‏‎روزی که لب آورد ببوسم رمضا...

یادِ تو اُفتادن اتفاقِ هر صبحِ من است ...!

آنقدر خـسته امکه حاضرمسرم را روی تکه سنگیبگذارم وبخوابمامابه...

برایت مینویسم دوستت دارم نمیدانم شایدنخوانی شایدهم بخوانی وب...

هواللهم، طهر نفسي من الشر وارفعها بإعطائي الحقيقة كاملة.الهی...

هیچکس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط