چو خنده بر لب ماتم رسیده حیرانم

چـو خَنـده بر لـبِ ماتـم رسـیده ، حیـرانم

| صائب تبریزی |
دیدگاه ها (۱)

نه تنها جسمم بلکه روحم همیشه با قلبم متناقض بود وباهم سازش ن...

هرکس به وسعت زیبایی‌اش عاشق می‌شودبه عمق معرفتشبه پاکی نفس‌ه...

‏میدان‌ها و قهوه‌خانه‌های بیروتبندرها، هتل‌ها، و کشتی‌هایشهم...

اگه کسی باشه که رو برگه برات بنویسه نگرانت میشم نازکی رنجوری...

آستین بر هر چه افشاندیم ، دست ما گرفترو به ما آورد ، بر هر چ...

🌱🍒کجا رویماز این عالم خراب...کجا...؟!!🌱🍒 صائب تبریزی#believe...

گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی صبر کن گوهر شناس قابلی پید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط