باران عشقمی و اگر خوش نباری ام

باران عشقمیّ و اگر خوش نباری ام
هرلحظه غرق فاجعه یِ بی قراری ام
باتو دلم به وسعت خورشید روشن است
بی تو اسیر دغدغه های خماری ام
من عاشق توام ، تو عزیز دل منی
اینک بگو که توهم دوست داری ام
ای مهربانتر از همه ی هرچه دیده ام
از دست می روم تو بکن پاسداری ام
از آن زمان که روی تو را دید چشم من
دیگر ز هرچه غیر تو باشد فراری ام
دارم تو را شبیه نفس های زندگی
هرگز مخواه باتو نباشم قناری ام
هروقت می روم که رَوی از خیال من
می آای و به شوقِ وصالت میاری ام
اصل صواب زندگی ام با تو بودن است
وقتی که در درون وجودت بکاری ام
باتو همیشه خوشدلم و سبز شک نکن
باتو همیشه در هیجانی بهاری ام


‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱۰)

چشم تو کتابیست که تألیف نداردآوای تو نشریست که تصنیف نداردپا...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من اما ...

برای من حسابت باید از مردم جدا باشد که خوشبختی کنارت قصه ای ...

زِ هر راهی  گذر  کردم  ندیدم  جز  پریشانیندیدم جز غم وحسرت ن...

love Between the Tides⁷³من میرفتم عقب و اون نزدیک تر که خورد...

چندپارتی تهیونگ p⁵___ویو تهیونگ____روزها میگذشت و ما...مثل د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط