I can be myself with him
I can be myself with him
Part²⁷
جیمین:خب..حالا چجوری بریم؟فکر کنم نیلسو تا خونه نتونه بیاد!
یهو تهیونگ برآید بغلم کرد
-چیکار میکنی؟
+داری میبینی
-پسر بد..منو بزار پایین
بدون توجه به حرفایی که بهش میزدم،کیفمو برداشت و حرکت کرد
همه ی دخترا با دهن باز بهمون نگاه میکردن..با خجالت سرمو با دستام قایم میکردم
-وایسا..میخوام سوهو رو ببینم
جونگکوک:ترجیح میدم نبینی!
هوسوک:نظر من هم بخوای نباید ببینی(خنده)
دیگه کمکم داشتم مطمئن میشدم که اگر بخوام هم نمیتونم
بیخیالش شدم..توی فکر بودم..اینکه چرا تهیونگ انقدر بهم اهمیت میده؟ چرا ازم محافظت میکنه؟
صدای تهیونگ منو به خودم اورد:
+سوار میشید خانم جانگ؟
سوار ماشین شدم..کمی بعد جلوی خونهاش پارک کرد
-من میرم خونه ی خودم
نامجون:نچ..پیش ما بمون
-نهههه
جین:خب نمیمیری که..بمون پیشمون
جیمین:شاید دیگه ازمون متنفره(پوزخند*)
-باشه باشه..بریم
وارد خونه شدیم..تهیونگ منو برد توی اتاق خودش..یه تیشرت مردونه بهم داد..بوی عطر تلخش هنوز روی تیشرت بود..رفت بیرون..لباسمو عوض کردم..رفتم پایین پیش بقیه..پاهام خیلی درد میکرد ولی میتونستم ازشون استفاده کنم
پشت میز غذاخوری نشستیم..جین برام بولگوگی درست کرده بود
واقعا دستپختش حرف نداره..تقریبا میری بهشت و برمیگردی
-راستی فردا تعطیلیم!
جونگکوک:جدی؟امشب میاید بریم بار؟
-نه..عمرا
جیمین:یااااا چرااا؟
-من تاحالا یه بار هم سوجو نخوردم چی میگی؟
+خب امشب میشه اولین بارت
با مشت زدم توی کمرش که غذا توی گلوش گیر کرد..بهش یه لیوان اب دادم
کمی بعد با جین،میز رو جمع کردیم..خدمتکارا هم درحال شستن بودن
روی مبل نشستم و سرمو روبه عقب تکیه دادم
پاهام پر از جاهای زخم بود
هوسوک:یه خبر خوب دارم..یه خبر بد..و دوباره یه خبر خوب
-به ترتیب بگو
هوسوک:کسی که خونهات رو تبدیل به میدون جنگ کرده رو پیدا کردیم..سوهو پشت ماجرای خونه ی نیلسو بود..الان بیمارستانه
خندهای کردم..تهیونگ واقعا شوخی نداره!
هوسوک:نیلسو تو میای توی گروه ما؟
خندهام محو شد..سوال خیلی ناگهانی بود
-اومممم..باشه..قبوله
یونگی:ایول!
جونگکوک:یه دختر توی اکیپ با ۷تا پسر..عالیه!(خنده)
خندیدیم..انگار واقعا ورودم رو به گروهشون امضا کردم
یک ساعت راجب موضوعات مختلف حرف میزدیم
صدای انیا به گوشم خورد..داشت گریه میکرد..توی بغل اجوما بود
بعدش ازش خداحافظی کرد و رفت..دلم برای اجوما سوخت
*ادامه دارد...
Part²⁷
جیمین:خب..حالا چجوری بریم؟فکر کنم نیلسو تا خونه نتونه بیاد!
یهو تهیونگ برآید بغلم کرد
-چیکار میکنی؟
+داری میبینی
-پسر بد..منو بزار پایین
بدون توجه به حرفایی که بهش میزدم،کیفمو برداشت و حرکت کرد
همه ی دخترا با دهن باز بهمون نگاه میکردن..با خجالت سرمو با دستام قایم میکردم
-وایسا..میخوام سوهو رو ببینم
جونگکوک:ترجیح میدم نبینی!
هوسوک:نظر من هم بخوای نباید ببینی(خنده)
دیگه کمکم داشتم مطمئن میشدم که اگر بخوام هم نمیتونم
بیخیالش شدم..توی فکر بودم..اینکه چرا تهیونگ انقدر بهم اهمیت میده؟ چرا ازم محافظت میکنه؟
صدای تهیونگ منو به خودم اورد:
+سوار میشید خانم جانگ؟
سوار ماشین شدم..کمی بعد جلوی خونهاش پارک کرد
-من میرم خونه ی خودم
نامجون:نچ..پیش ما بمون
-نهههه
جین:خب نمیمیری که..بمون پیشمون
جیمین:شاید دیگه ازمون متنفره(پوزخند*)
-باشه باشه..بریم
وارد خونه شدیم..تهیونگ منو برد توی اتاق خودش..یه تیشرت مردونه بهم داد..بوی عطر تلخش هنوز روی تیشرت بود..رفت بیرون..لباسمو عوض کردم..رفتم پایین پیش بقیه..پاهام خیلی درد میکرد ولی میتونستم ازشون استفاده کنم
پشت میز غذاخوری نشستیم..جین برام بولگوگی درست کرده بود
واقعا دستپختش حرف نداره..تقریبا میری بهشت و برمیگردی
-راستی فردا تعطیلیم!
جونگکوک:جدی؟امشب میاید بریم بار؟
-نه..عمرا
جیمین:یااااا چرااا؟
-من تاحالا یه بار هم سوجو نخوردم چی میگی؟
+خب امشب میشه اولین بارت
با مشت زدم توی کمرش که غذا توی گلوش گیر کرد..بهش یه لیوان اب دادم
کمی بعد با جین،میز رو جمع کردیم..خدمتکارا هم درحال شستن بودن
روی مبل نشستم و سرمو روبه عقب تکیه دادم
پاهام پر از جاهای زخم بود
هوسوک:یه خبر خوب دارم..یه خبر بد..و دوباره یه خبر خوب
-به ترتیب بگو
هوسوک:کسی که خونهات رو تبدیل به میدون جنگ کرده رو پیدا کردیم..سوهو پشت ماجرای خونه ی نیلسو بود..الان بیمارستانه
خندهای کردم..تهیونگ واقعا شوخی نداره!
هوسوک:نیلسو تو میای توی گروه ما؟
خندهام محو شد..سوال خیلی ناگهانی بود
-اومممم..باشه..قبوله
یونگی:ایول!
جونگکوک:یه دختر توی اکیپ با ۷تا پسر..عالیه!(خنده)
خندیدیم..انگار واقعا ورودم رو به گروهشون امضا کردم
یک ساعت راجب موضوعات مختلف حرف میزدیم
صدای انیا به گوشم خورد..داشت گریه میکرد..توی بغل اجوما بود
بعدش ازش خداحافظی کرد و رفت..دلم برای اجوما سوخت
*ادامه دارد...
- ۵۰۴
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط