عاشقت نیستم 🥀

عاشقت نیستم 🥀
پارت 11

محل ازمون

توضیحات مومیایی
توی این مرحله شما باید با یکی هم تیمی بشید و طبق قرعه کشی یا شرور میشید یا قهرمان و باید بمب رو از محل خارج کنید
اخ اخ من با کی هم تیمی بشم؟! تودورکی شوتو که همه بهش چسبیدن و میخوان که باهاش تیم بشن من باکی باشم؟! اروم باش و مضطرب نشو و هرکی اومد و خواست باهات تیم بشه قبول کن چون مهم نیست ببری یا ببازی فقط باید روی خودت تمرکز کنی
اوراراکا: هیی میدوریااا میخوای ک با من تیم بشی؟! راستش من کسی رو نمیشناسم و دیدم تنهایی گفتم بیام
میدوریا: قبوله باهات تیم میشم (لبخند زیبا و درخشان)
ـــ واو تو واقعا جیگریاا اگه 170 بودی همه دخترا برات میمردن
ــ ههه الان ینی کسی نیس برام بمیره؟!
ـــ سرخ شده) من م من من...
ــ اروم باش پس کنارم بمون باشه اراراکا؟!
ــ بـ باشهه
ـــ المایت منو و اوراراکا باهمدیگه تیم شدیم
المایت: باشه پس شما دونفر ثبت شدید
ــ خیلی ممنون
تیم بندی تموم شد
حالا باید قرعه کشی کنید
میدوریا برای تیم چهارم قرعه کشی کرد و حریفش باکوگو و ایدا شد
باکوگو اومد سراغ میدوریا
باکوگو: اوی نفله!!
میدوریا: چته وحشی (اهم میدوریا دیگه همیشه با لبخند جوابشونو میده)
ـــ انقد ترسیدی که میخوای با حرف منو شکست بدی؟!
ــ چیه از لحاظ لفظی من از تو برتری دارم؟! ای خدا عجب سعادتی خخخخ؟ بلند)
ـــ میدوریااااااا (عصبانی)
ـــ من خستمه میخوام با خانم خوشگله یکم هم صحبت بشم باشه؟! پس این کلافتیتو برای مسابقه بزار باشه؟!(لبخند ملیح)

میدوریا دست اوراراکا رو کرفت و باهم رفتن رو مبل نشستن تا نوبتشون بشه تا اون زمان هم داشتن برنامه ریزی میکردن اما اوراراکا خیلی حالش خوب نبود جون میدوریا دستشو گرفته بود گرمازده شده بود

بلاخره نوبتشون شد و تیم ها وارد موقیت شدن حالا میدوریا و اوراراکا باید قهرمان و باکوگو و ایدا شرور باشن
وارد ساختمون شدن و میدوریا با باکوگو درگیر شد و اراراکا قایم شد تا موقعیت خوبی گیرش بیاد چون هر دو تیم با نقشه وارد شده بودن و زمان محدود
میدوریا با حرفاش و جاخالی دادن هاش بلاخره به طبقه اخر رسید و بمب رو خارج کردن ولی باکوگو خیلی عصبانی بود برای همین به میدوریا حمله کرد و اون رو زخمی کرد اون از نمرش کم شد و مجازات براش تعیین شد ولی میدوریا بد صدمه دیده بود برای همینم رفت درمانکاه تا پرستار حالشو خوب کنه
دیدگاه ها (۰)

عاشقت نیستم 🥀پارت 12توی درمانگاه اخ سرم سرم درد میکنه الا...

عاشقت نیستم 🥀پارت 13وقتی میدوریا داشت به خونش برمیگشت بلاخره...

عاشقت نیستم 🥀پارت 10روز اول مدرسه خیلی خوب بریم تو کارش میرم...

عاشقت نیستم 🥀پارت 9خیلی خوب من دیگه برم خونه ساعت 16:00 شده ...

عاشقت نیستم 🥀پارت 3اخ به چی خوردم اصلا نمیدونم اوه این المای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط