سبزیم که سر سلسله بیرق خویشیم

سبزیم که سر سلسله بیرق خویشیم
ایستاده چو سرویم که بر بام جهانیم

شیران دلیریم که در دشت سپیدیم
خورشید درخشان و بزرگ آن میانیم

سرخیم به یاد خون یاران موافق
در سینه دماوند و به جامه ارغوانیم

جان در بر و دل بر کف دست خود نهادیم
تا بد دل و بد خواه به جایش بنشانیم

منصور صفت از شب تاریک نترسیم
بر گوش فلک بانگ انالحق برسانیم

گوییم که صلح است همان گوهر والا
ما وارث میراث بزرگ باستانیم

✍️#م_آنجل

#میهن #مام_میهن #میهن_پرست #ایران
#آزادی #آزادیخواه #راه_آزادی
#هفت_آبان #کوروش_بزرگ #پاسارگاد
#ادبیات #شعر #شاعر #م_آنجل
دیدگاه ها (۲۰)

دوشم به طرب بود نه دلتنگی بودسیرم همه در عالم یکرنگی بودمی‌ ...

هوا دلگیردرها بستهسرها در گریباندست ها پنهاننفس ها ابردل ها ...

همیشه ما را از تجزیه و جنگ داخلی می ترساندند اما آن چه ما دی...

با این حجم از شجاعت،این دخترا حقشونه هر روز در تقویم رسمی و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط